
نوشتار كامل درادامه مطلب.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388ساعت 21:38 توسط mehrshad
|

تقدیم به پیشگاه ملت بزرگ ایران
نوشتارکامل را در ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:57 توسط mehrshad
|

يادگار بيش از شش
هزار سال شكوه تمدن ايراني
نوشتار کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 16:28 توسط mehrshad
|

متن کامل رادر ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 10:29 توسط mehrshad
|

مجموعه كاخهاي جهاني
پارسه ( تخت جمشيد ) يادگار داريوش بزرگ
متن كامل را درادامه مطلب بخوانيد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1387ساعت 9:42 توسط mehrshad
|
تاریخشناسان دورهی چیرگی هخامنشیان را بر مصر، نخستین دورهی
فرمانروایی ایران بر آن سرزمین میدانند،
چرا که دومین دورهی
فرمانروایی ایرانیان بر مصر در زمان ساسانیان بود.

متن كامل را در ادامه مطلب بخوانيد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 11:8 توسط mehrshad
|
هخامنشیان
قلمرو هخامنشیان در دوران اوج خود
هخامنشیان
۳۳۰-۵۵۰ قبل از میلاد) نام دودمانی پادشاهی در ایران پیش از اسلام است. پادشاهان این دودمان از پارسیان بودند و تبار خود را به (هخامنش) می رساندند که سرکردهٔ طایفه پاسارگاد از طایفه های پارسیان بوده است.هخامنشیان نخست پادشاهان بومی پارس و سپس انشان بودند ولی با شکستی که کوروش بزرگ بر ایشتوویگو واپسین پادشاه ماد وارد ساخت و سپس فتح لیدیه و بابل پادشاهی هخامنشیان تبدیل به شاهنشاهی بزرگی شد. از این رو کوروش بزرگ را بنیانگذار شاهنشاهی هخامنشی می دانند.به قدرت رسیدن پارسی ها و سلسله هخامنشی یکی از وقایع مهم تاریخ قدیم است. اینان دولتی تأسیس کردند که دنیای قدیم را به استثنای دو سوم یونان تحت تسلط خود در آوردند. شاهنشاهی هخامنشی را نخستین امپراتوری تاریخ جهان می دانند.
پادشاهی كوروش بزرگ
هرودوت و کتزیاس، افسانه های عجیبی درباره تولد و تربیت کوروش بزرگ (۵۳۹-۵۹۹ ق. م) روایت کرده اند. اما آنچه از لحاظ تاریخی قابل قبول است این است که کوروش پسر حکمران انشان، کبوجیه دوم و مادر او ماندانا دختر ایشتوویگو پادشاه ماد می باشد.در سال ۵۵۳ ق.م. کوروش بزرگ، همه پارسها را بر علیه ماد برانگیخت. در جنگ بین لشکریان کوروش و ماد، عده ای از سپاهیان ماد به کوروش پیوستند و در نتیجه سپاه ماد شکست خورد. پس از شکست مادها، کوروش در پاسارگاد شاهنشاهی پارس را پایه گذاری کرد، سلطنت او از ۵۳۹-۵۵۹ ق.م. است.کوروش بزرگ که سلطنت ماد را به دست آورد و بعضی از ایالات را به وسیله نیروی نظامی مطیع خود ساخت، همان سیاست کشورگشایی را که هووخشتره آغاز نموده بود ادامه داد.کوروش بزرگ دارای دو هدف مهم بود: در غرب تصرف آسیای صغیر و ساحل بحر الروم که همهٔ جاده های بزرگی که از ایران می گذشت به بنادر آن منتهی می شد و از سوی شرق، تأمین امنیت.در سال ۵۳۸ پ.م. کوروش بزرگ پادشاه ایران، بابل را شکست داد و آن سرزمین را تصرف کرد و برای نخستین بار در تاریخ جهان فرمان داد که هرکس در باورهای دینی خود و اجرای مراسم مذهبی خویش آزاد است، و بدین سان کورش بزرگ اصل سازگاری بین ادیان و باورها را پایه گذاری کرد و منشور حقوق بشر را بنیان نهاد. کورش به یهودیان اسیر در بابل، امکان داد به سرزمین یهودیه باز گردند که شماری از آنان به سرزمین ایران کوچ کردند.
گسترش کشور و سرزمین
در جنگی که بین کوروش بزرگ و کرزوس پادشاه لیدیه درگرفت، کوروش در «کاپادوکیه» به کرزوس پیشنهاد کرد که مطیع پارس شود، کرزوس این پیشنهاد را قبول نکرد و جنگ بین طرفین آغاز گردید. در اولین برخورد، فتح با کرزوس بود، بالاخره در جنگ شدیدی که در محل «پتریوم» پایتخت هیتها اتفاق افتاد، کرزوس به سمت سارد فرار کرد و در آنجا متحصن شد، کوروش شهر را محاصره کرد و کرزوس را دستگیر کرد، لیدیه تسخیر شد و به عنوان یکی از ایالات ایران به شمار آمد، پس از تسخیر لیدی کوروش متوجه شهرهای یونانی شد و از آنها نیز، تسلیم به قید و شرط خواست که یونیان رد کردند.در نتیجه شهرهای یونانی یکی پس از دیگری تسخیر شدند. کوروش فتح آسیای صغیر را به پایان رساند و سپس متوجه سرحدات شرقی شد، زرنگ و رخج مرو و بلخ یکی پس از دیگری در زمره ایالات جدید درآمدند. کوروش از جیحون عبور کرد و به سیحون که سرحد شمال شرقی کشور تشکیل می داد، رسید و در آنجا شهرهایی مستحکم، به منظور دفاع از حملات قبایل آسیای مرکزی بنا کرد. کوروش در بازگشت از سرحدات شرقی، عملیاتی در طول سرحدهای غربی انجام داد. ضعف بابل، به واسطه بی کفایتی نبونید، سلطان بابل و فشارهای مالیاتی، کوروش را متوجه بابل کرد، بابل بدون دفاع سقوط کرد و پادشاه آن دستگیر شد. کوروش در همان نخستین سال سلطنت خود در بابل، فرمانی مبنی بر آزادی یهودیان از اسارت و بازگشت به وطن و تجدید بنای معبد خود در بیت المقدس انتشار داد.نام سرزمینهای تابع ، در کتیبه أی متعلق به مقبره داریوش که در نقش رستم می باشد ، به تفصیل این گونه آمده است : ماد ، خووج (خوزستان) ، پرثوه (پارت) ، هریوا (هرات) ، باختر ، سغد ، خوارزم ، زرنگ ، آراخوزیا (رخج ، افغانستان جنوبی تا قندهار) ، ثته گوش (پنجاب) ، گنداره (گندهارا) (کابل ، پیشاور) ، هندوش (سند) ، سکاهوم ورکه (سکاهای ماورای جیحون) ، سگاتیگره خود (سکاهای تیز خود ، ماورای سیحون) ، بابل، آشور ، عربستان ، مودرایه (مصر) ، ارمینه (ارمن) ، کته په توک (کاپادوکیه ، بخش شرقی آسیای صغیر) ، سپرد (سارد ، لیدیه در مغرب آسیای صغیر) ، یئونه (ایونیا ، یونانیان آسیای صغیر)، سکایه تردریا (سکاهای آن سوی دریا : کریمه ، دانوب) ، سکودر (مقدونیه) ، یئونه تک برا (یونانیان سپردار: تراکیه ، تراس) ، پوتیه (سومالی) ، کوشیا (کوش ، حبشه) ، مکیه (طرابلس غرب ، برقه) ، کرخا (کارتاژ ، قرطاجنه یا کاریه در آسیای صغیر).
مرگ کوروش بزرگ
در اثر شورش ماساژت ها که یک قوم ایرانی تبار و نیمه صحراگرد و تیره ای از سکاهای آن سوی رودخانه سیردریا بودند، مرزهای شمال شرقی شاهنشاهی ایران مورد تهدید قرار گرفت. کوروش بزرگ، کمبوجیه را به عنوان شاه بابل انتخاب کرد و به جنگ رفت و در آغاز موفقیت هایی بدست آورد. "تاریخ نویسان" یونانی در داستان های خود مدعی شده اند که ملکه ایرانی تبار ماساژت ها، تهم رییش[۱] او را به داخل سرزمین خود کشاند و کوروش در نبرد سختی، شکست خورد و زخم برداشت و بعد از سه روز درگذشت و این که پیکر وی را به پاسارگاد آوردند و به خاک سپردند. پس از مرگ کوروش بزرگ، فرزند ارشد او کمبوجیه به شاهنشاهی رسید.
پادشاهی کبوجیه
کبو
جیه، هنگامی که قصد لشگرکشی به سوی مصر را داشت، از ترس توطئه دستور قتل برادرش بردیا را صادر کرد. در راه بازگشت کبوجیه از مصر، یکی از موبدان دربار به نام گئومات مغ، که شباهت به بردیا داشت، خود را به جای بردیا قرار داده و پادشاه خواند.کبوجیه با شنیدن این خبر در هنگام بازگشت، یک شب و به هنگام باده نوشی خود را با خنجر زخمی کرد که بر اثر همین زخم نیز درگذشت (۵۲۱ پ. م.). کبوجیه در بازگشت از مصر فوت کرد. ولی برخی دلیل مرگ وی را بیماری و برخی دیگر توطئه اطرافیان می دانند اما مسلم است که وی در مسیر بازگشت از مصر مرده است ولی دلیل آن تا کنون مکتوم باقی مانده است. پس از مرگ کبوجیه کسی وارث پادشاهی هخامنشیان نبود.کوروش بزرگ، در بستر مرگ، بردیا را به فرماندهی استان های شرقی شاهنشاهی ایران گماشت. کبوجیه دوم، پیش از رفتن به مصر، از آنجا که از احتمال شورش برادرش می ترسید دستور کشتن بردیا را داد. مردم از کشته شدن او خبر نداشتند و در سال ۵۲۲ پ. م. شخصی به نام گوماته مغ خود را به دروغ بردیا نامید و اعلام شاه بودن کرد. چون مردم بردیا دوست داشتند و به سلطنت او راضی بودند و از طرفی هیچ کس از راز قتل بردیا مطلع نبود، دل از سلطنت کبوجیه برداشتند و سلطنت بردیا(گئوماتا) را با جان و دل پذیره شدند و این همان اخباری بود که در سوریه به گوش کبوجیه رسید و سبب خود کشی او شد.در متون تاریخی از وی به عنوان بردیای دروغین یاد شده است. در کتیبه بیستون نزدیک کرمانشاه گوماته مغ زیر پای داریوش بزرگ نشان داده شده است . داریوش شاه که از سوی کوروش بزرگ به فرمانداری مصر برگزیده شده بود پس از دریافتن ماجرا به ایران می آید و بردیای دروغین را از پای درآورده به تخت می نشیند.کارهای گوماته مغ سبب سوء ظن درباریان هخامنشی شد که در رأس آنان داریوش پسر ویشتاسب هخامنشی بود. هفت تن از بزرگان ایران که داریوش بزرگ نیز در شمار آنان بود توسط یکی از زنان حرمسرای گئوماتا که دختر یکی از هفت سردار بزرگ ایران بود و موفق به دیدن گوشهای بریده او شده بود پرده از کارش برکشیدند و روزی به قصر شاهی رفتند و نقاب از چهره اش برگرفتند و با این خیانت بزرگ او و برادرش و محارم او که به دربار راه یافته بودند نابود کردند و هم در آنروز عده زیادی از مغان را به قتل رساندند وبه سلطنت هفت ماهه او خاتمه بخشید.
پادشاهی داريوش بزرگ
داریوش بزرگ (داریوش اول، داریوش بزرگ) (۵۴۹-۴۸۶ ق. م.) سومین پادشاه هخامنشی (سلطنت از ۵۲۱ تا ۴۸۶ ق. م.). فرزند ویشتاسپ (گشتاسپ)بود. ویشتاسپ فرزند ارشام و ارشام پسر آریارمنا بود.ویشتاسپ پدر او در زمان کورش ساتراپ (والی) پارس بود. داریوش در آغاز پادشاهی با مشکلات بسیاری روبرو شد. غیبت کبوجیه از ایران چهار سال طول کشیده بود. گئومات مغ هفت ماه خود را به عنوان بردیا برادر کبوجیه بر تخت مستقر ساخته و بی نظمی و هرج و مرج را در کشور توسعه داده بود. در نقاط دیگر کشور هم کسان دیگر بدعوی اینکه از دودمان شاهان پیشین هستند لوای استقلال برافراشته بودند. شرحی که از زبان داریوش در کتیبه بیستون از این وقایع آمده جالب است و سرانجام همه بکام او پایان یافت. داریوش این پیروزی ها را در همه جا نتیجهٔ لطف اهورامزدا میداند، می گوید:«هرچه کردم بهرگونه، به اراده اهورامزدا بود. از زمانیکه شاه شدم، نوزده جنگ کردم. به اراده اهورامزدا لشکرشان را درهم شکستم و ۹ شاه را گرفتم... ممالکی که شوریدند دروغ آنها را شوراند. زیرا به مردم دروغ گفتند. پس از آن اهورامزدا این کسان را بدست من داد و با آنها چنانکه میخواستم رفتار کردم. ای آنکه پس از این شاه خواهی بود با تمام قوا از دروغ بپرهیز. اگر فکر کنی: چه کنم تا مملکت من سالم بماند، دروغگو را نابود کن...».طبیبی بنام دموک دس که در دستگاه اری تس بود و به اسارت بزندان داریوش افتاده بود، هنگامی که زخم پستان آتوسا دختر کورش و زن داریوش را درمان می کرد او را واداشت که داریوش را به لشکرکشی بسرزمین یونان ترغیب کند. باید خاطرنشان ساخت که این پزشک، یونانی بود و داریوش او را از بازگشت بوطن محروم کرده بود. دموک دس بملکه گفته بود که خود او را به عنوان راهنمای فتح یونان به داریوش معرفی کند و بگوید که شاه با داشتن چنین راهنمایی بخوبی می تواند بر یونان چیره شود. این طبیب یونانی خود را بهمراه هیأتی از پارسیان به روم و یونان رساند و در آنجا بخلاف میل داریوش، در شهر کرتن که میهن اصلی او بود ماند و دیگر به ایران نیامد و هیأت پارسی که برای آشنا شدن بوضع یونان و فراهم کردن زمینهٔ تسخیر آن دیار رفته بود بی نتیجه بمیهن بازگشت.داریوش پس از فرونشاندن شورشهای داخلی و سرکوبی یاغیان، تشکیلات کشوری و اداری منظمی بوجود آورد که براساس آن تمام کشورها و ایالات تابع شاهنشاهی او بتوانند با یکدیگر و با مرکز شاهنشاهی مربوط و از نظر سازمان اداری هماهنگ باشند.لشکرکشی داریوش به اروپا: در ازمنهٔ مختلف تاریخی قبایل آریایی سکاها در نقاط مختلف سرزمین وسیعی که از ترکستان روس تا کنارهٔ دانوب، در مرکز اروپا امتداد داشت مسکن داشتند. بطور کلی از نظر تمدن در مرحلهٔ پاینی بوده اند.هرودت در شرح حمله داریوش به سکائیه نوشته است که سکاها از جنگ با او احتراز کردند و بداخل سرزمین خود عقب نشستند و چون بیابان وسیع در پیش پای آنها بود، آنقدر داریوش را بدنبال خود کشیدند که او از ترس قحطی آذوقه تصمیم گرفت به ایران برگردد. اما با اینکه در این حمله پیروزی شاهانه ای بدست نیاورد سکاها را برای همیشه از حمله به ایران و ایجاد زحمت برای مردم شمال این آب و خاک منصرف ساخت.تسخیر هند: داریوش متوجه پنجاب و سند شد. در سال ۵۱۲ ق. م. ایرانیان از رود سند گذشتند و قسمتی از سرزمین هند را گرفتند داریوش فرمان داد تا کشتی هایی بسازند و از طریق دریای عمان به پنجاب و سند بروند. این دو نقطهٔ زرخیز و پرثروت برای ایران آنروز بسیار مهم بود. این چیرگی پارسیان در تاریخ هند مبدأ دوران تازه ای گردید و سرنوشت هند را دگرگون ساخت.داریوش ولیعهد خود را برگزید و هنگامی که آخرین تدارکات خود را برای جنگ مصر و یونان میدید پس از ۳۶ سال پادشاهی درگذشت. این واقعه در سال ۴۸۶ ق. م. بوده است. آرامگاه داریوش اول در فاصله چهارهزار و پانصد متری تخت جمشید، در نقش رستم است.در زمان او حدود متصرفات شاهنشاهی ایران از یک سو به چین و از سوی دیگر به قلب اروپا و افریقا میرسید.
برافتادن شاهنشاهی هخامنشی
شناخت تمدن ایران دوران هخامنشیان که تاًثیری بنیادین بر دورانهای بعد گذارده است، برای شناخت جامع فرهنگ ایران گریزناپذیر می باشد. از نظر نام و عنوان، این درست است که شاهنشاهی بزرگ ماد دورانی طولانی پایید و سپس جای خود را به شاهنشاهی هخامنشی سپرده، ولی نکته بسیار مهم آنکه شاهنشاهی هخامنشی چیزی جزه تداوم دولت و تمدن ماد نبود. همان اقوام و همان مردم، روندی راکه برگزیده بودند با پویایی و رشد بیشتر تداوم بخشیدند و در پهنه أی بسیار وسیع، آن را تا پایه بزرگ ترین شاهنشاهی شناخته شده جهان، اعتبار بخشیدند.مدت دوام شاهنشاهی هخامنشی ، ۲۲۰ سال بود. فرمانروایی آنان در قلمرو شاهنشاهی – به خصوص در اوایل عهد – موجب توسعه فلاحت ، تامین تجارت و حتی تشویق تحقیقات علمی و جغرافیایی نیز بوده است . مبانی اخلاقی این شاهنشاهی نیز به خصوص در عهد کسانی مانند کوروش و داریوش بزرگ متضمن احترام به عقاید اقوام تابع و حمایت از ضعفا در مقابل اقویا بوده است ، از لحاظ تاریخی جالب توجه است . بیانیه معروف کوروش در هنگام فتح بابل را ، محققان یک نمونه ازمبانی حقوق بشر در عهد باستان تلقی کرده اند.هخامنشیان ۲۲۰ سال (از ۵۵۰ پیش از میلاد تا ۳۳۰ پیش از میلاد) بر بخش بزرگی از جهان شناخته شده آن روز از رود سند تا دانوب در اروپا و از آسیای میانه تا شمال شرقی افریقا فرمان راندند. شاهنشاهی هخامنشی به دست اسکندر مقدونی برافتاد.''''
| شاهان هخامنشي |
 |
|
|
1
-هخامنش:سرسلسله وپادشاه نبود
2-چش پش
3-كبوجيه اول:پسرچش پش اول
4-كوروش اول:پسركبوجيه اول
5-چش پش دوم:پسركوروش اول
6-كوروش دوم
7-كبوجيه دوم
8-كوروش سوم(بزرگ) تولد 598 ق.م وفات 529 ق.م
9-كبوجيه سوم: وفات 522 ق.م
10-داريوش اول(بزرگ) تولد 549 ق.م وفات 485 ق.م
11-خشايارشا: تولد 521 ق.م وفات 465 ق.م
12-اردشيراول(درازدست): وفات 425 ق.م
13-داريوش دوم : وفات 404 ق.م
14-اردشيردوم (باحافظه)
15-اردشيرسوم (اخس)
16-داريوش سوم (كدمان): وفات 330 ق.م
ساتراپي هاي هخامنشيان
(ايالت هاي تابعه ايران)
(برگرفته ازسنگ نبشته بيستون وسنگ نبشته خشايارشا) |
|
| پارس · ماد · عیلام · پارت · هریوا · باختر · سغد · مرگوش · خوارزم · زرنگ · گدروزی · هوروتیش · ثته گوش · گندهارا · هند · سکا · بابل · آشور · عربستان · مصر · ارمنستان · کاپادوکیه · لیدی · ایونیا · مقدونیه · مکا · تراکیه · کاریا · لیبی · حبشه
|
 | |
منابع
تاريخ ايران باستان. تاليف: حسن پيرنيا(مشيرالدوله سابق)
تاریخ شاهنشاهی هخامنشی - دکتر خنجی
مرتضی راوندی: تاریخ اجتماعی ایران. (جلد ۱) - ۳۷۹-۵۲۷
ریچارد ن. فرای، میراث ایران، ترجمه مسعود رجب نیا
+
نوشته شده در یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت 12:10 توسط mehrshad
|
متن كامل را درادامه مطلب بخوانيد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه سوم اسفند 1387ساعت 21:46 توسط mehrshad
|
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 21:4 توسط mehrshad
|

متن كامل رادر ادامه مطلب بخوانيد.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم دی 1387ساعت 16:13 توسط mehrshad
|

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در پنجشنبه پنجم دی 1387ساعت 20:44 توسط mehrshad
|
متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در دوشنبه دوم دی 1387ساعت 10:6 توسط mehrshad
|
متن کامل رادر ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در شنبه بیست و سوم آذر 1387ساعت 21:38 توسط mehrshad
|

متن کامل را در ادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در سه شنبه نوزدهم آذر 1387ساعت 20:57 توسط mehrshad
|
دریغ است که ایران ویران شود کنام پلنگان و شیران شود
همه روی یکسر به جنگ آوریم جهان بر بد اندیش تنگ آوریم
همه سر به تن کشتن دهیم از آن به که کشور به دشمن دهیم
چو ایران نباشد تن من مباد بر این بوم و بر زنده یک تن مباد

تنديس آريوبرزن سردار دلير لر
ادامه مطلب رادرادامه مطلب بخوانید.
ادامه مطلب
+
نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387ساعت 22:58 توسط mehrshad
|